داستان از جایی شروع شد که
من تنها ۲۰ سال سن داشتم و تمامی دارایی من ۱۵۰هزار تومانی بود که به عنوان توشه راه زندگی دانشجویی از پدر کارمندم گرفته بودم. با هزار ذوق و شوق وارد رشته پزشکی در شهری غریب شده بودم و حالا مشکلات مالی زندگی را برایم سخت کرده بود. از زندگی در یک اتاق کوچک خوابگاهی با کمترین امکانات تا نداشتن پول تاکسی برای رسیدن به دانشگاه مشکلاتی بود که شرایطم را واقعاً سخت کرده بود.
